برای این روزهایم
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:00
فقط انگار در این شهر دلِ من دل نیست !کم رسیدست به رویام ...خدا عادل نیست؟نا ندارم که برای خودم اقرار کنم :ترکِ تو کردن وُ آواره شدن مشکل نیستلوطیان خال بکوبید به بازوهاتان :ته ِ دریای غم کهنه ی من ساحل نیستفلسفه ، فلسفه از خاطره ها دور شدیعلّتی در پسِ این سلسله ی باطل نیستاشک می ریختم آنروز که بی رح...
ریختن ...
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:24
یک جاهایی خیلی محکم می ایستی. ... طوفانهای بزرگ را از سر میگذرانی ... دلت قرص میشود به خودتناگاه یک نسیم عصرلنه ... پایه هایت صدا می دهند و فرو می ریرند همه چیزحالا راه که می روی ... با خودت بحثت میشود ...بینوا رضا ... و چقدر این سطرهای بلاگفا صبورند که کلمات مرا در خود می شنوند ... و چقدر دلم گریه ...
باغچه
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:24
امروز بوته انگوری که سال پیش کاشته بودم جوانه برگ کردهو بوته ای از رزی که سالها پیش کاشته بودم خشک شدو تصمیم گرفتم نهالی را که در جایی غیر جای خود سبز شده قطع کنمزندگی هم مثل همین باغچه است ... باور کن Adblock test (Why?)
بهار دلکش ...
-
تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 13:24
با ایرج رفیقم صبح دیر بهاری را به کوچه های مطری زده ایم تا روزگار را به قدم رفیقی بگذرانیم ایرج#با روزگار چه میکنی رضا؟من* بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد ...# پس تو هم دلت از این روزگار گرفته* تعریفت از دل بجا نبودن چیه؟# طبیعتا روزگار به کام نبودن ایامه دیگه* نه ... تو درس میگی ها ... ولی ته دل من ی...
بی اخلاق ها
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
بی اخلاق ها محاصره مان کرده اند با خود رو راست که باشیم باید بگوییم آنها موفق تر از ما هستند آنها راحت تر از ما صفها و نوبتها را به نفع خود به هم می زنند راحت تر موقعیت های شغلی را می ربایند راحت تر پاپوش برای رقیبان می دوزند و چه ها و چه ها بی اخلاقها موفق ترند چون هیچ قید و بندی آنها را محدود نمی ...
شب بلند است
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
خسته ام. غمگینم، گریهتر از غم هستم برف میبارد و من توی جهنّم هستم اوّل اسم کسی یخ زده بر روی لبم برف میبارد و دنیام سیاه است، شبم! نامههایی که ندادم به خودم، در دستم برف میبارد و عمری ست زمستان هستم صبر در باور من مرده اگر درد کم است شب بلند
احساس ...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
موسیقی یک سلیقه تجویزی نیست که تکلیف روح را مشخص کند مثلا کسی نمی تواند بگوید من شجریان را دوست دارم پس تمام کارهای شجریان او را به ذوق آورد ... بی شک کارهایی از شجریان هم حوصله او را سر خواهد برد و ملول خواهد کرد یک تراک زیبا از خواننده ای که کمتر انتطارش را داریم به همراه یک گیتار فوق العاده و شعر...
پاییز 95
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
پاییز 95 خیلی پاییز بود باران می آمد ... برگ می ریخت آدمهای بارانی زیر آسمان صاف راه می رفتند و با خودشان حرف می زدند آدمهای بارانی گناهکار بودند ... لا اقل چشمهایی بر گناه آنها قسم می خوردند به تکرار قسم می خوردند ... به تکرار سیل ببرد شما را مرد
مادر ...
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
مادر برای تمام آدمها یک گوهر و یک چیز یگانه است ... یعنی تک است ... مثل خورشید که دو تا نمی شود و من .. من که خدا بسیار دوستم دارد ... مادر دیگری دارم که شاید خونش در رگهایم نباشد ... دلم برایش و لم برایش می تپد خرامان ... پیرزن کرد که من خ
مطب
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
دیروقت است حالا دیگر ساعت از 10 گذشته و شبِ بارانی شهر را فرا گرفته و من ... در سالن انتظار مطب پزشکی منتظرم مطب تقریبا خلوت است ...خانواده ای جلوتر از ما هستند دختری شاید 30 ساله که آثار تازیانه فقر بر قامتش پیداست پدری کوتاه و درشت اندام با موهای
ما از دو جهانیم
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
پرده اول : سنگر خانواده ای امریکایی در گوشه ای از بیابانهای ایالتی که نمیدانم نامش چیست سنگری پیدا کرده اند و همه چپیده اند آنجا ... پدر و مادر و دو دختر زیبا گزینه اولی که در ذهنم می آید فقر است وقتی خبرنگار شروع به پرسش می کند معلوم می شود که
بهار
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 22:34
نوروز 1397 بود که برادرم رامین گلدانی خشک را که گویی سنبل سفره هفت سینی بود که عمرش به دنبا نبود در باغچه ما کاشت گل چنان خشک بود که من به کل وجودش را فراموش کردم یک سال بعد جوانه ای عجیب توجهم را جلب کرد و وقتی گل داد ... به یاد آوردم م
زمستان
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 12:46
این زمستان چرا تمامی نداردچرا اینقدر تلخ است یاد زمستان (جای خالی سلوچ) می افتمحتما باید جان بگیری تا بروی (رجوع ، جای خالی سلوچ) اسفند جانمن یک سال چشم به راهت بودممن تو را بییشتر از بهار می پسندیدمتو را به شور و شوقت می شناختم اسفند جان ، شما پادرمیانی کن . مادر بهار را خبر کن و بگو اینجا جماعتی چ...
قصه تکراری سرزمینم
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 12:46
انگار اخوان همین امروز اینها را سروده باشد ، داغهای ایران به تکرار است موجها خوابیدهاند، آرام و رامطبل توفان از نوا افتاده استچشمههای شعلهور خشکیدهاندآبها از آسیا افتاده استدر مزار آباد شهر بی
گتسبی بزرگ
-
تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 12:46
تجربه نشان داده فیلمهایی که بر پایه رمان هستند، هیچ کدامشان به پای رمان اصلی شان زیبا نیستندمن هنوز رمان (گتسبی بزرگ ) را نخوانده ام ولی امشب محو این فیلم شدممردی که حتی روحش ، دل به نور سبزی بسته بود که خانه معشوقه را نشان می دادفیلم گتسبی تقابل عشق و شهوت و ثروت و مالکیت استاین روزهای کرونایی اگر ...
شراب شعر
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:04
من امشب تا سحر خوابم نخواهد بردهمه اندیشه ام اندیشه فرداستوجودم از تمنای تو سرشار استزمان در بستر شب خواب و بیدار استشراب شعر چشمان توهوا آرام، شب خاموش، راه آسمان ها بازخیالم چون کبوترهای وحشی می کند
یلدا
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:04
یلدا ... این شب سیاهاینجا از اول قرار بوده با خودم ... لا اقل با خودم صادق باشمآخر آدمی یک جوری است که در درون خود ترسهایی دارد و عموما از آنها شرم دارد ... پنهانشان می کند پشت هفت در بسته دلشما به پن
سطحی
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:04
یادم می آید یک وقتی در ارومیه از خیابان می گذشتم . پوستری توجهم را جلب کرد ... مشاهیر ترک ... و جناب کوروش هم آنجا نامش و نقاشیش آمده بودیادم می آید که خیلی ناراحت شدم ...ولی حالا ، بعد گذر سالها ...
سریال مصیبت
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:04
این سریال مصیبت که از ابتدای ژانویه بر ما نازل شده ... آیا عزراییل به یک تکنولوژی جدید رسیده؟شاید هم چشممان زده اند ... امان از چشم بد ... ولی کمی هم از این سوی ماجرا بنگریماینها شاید فصل دوم سریالی
نهنگ
-
تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 4:04
نهنگ لحظه ای نفس می کشد و بعد کلی میرود آن زیر ها ، کلی غرق می شود ... زندگی گاهی نهنگ می شود ... هر کدام از ما یک نهنگی داریم برای خودمان ، یک نفسهایی مختصر و بعد غرق شدن در پیکره زندگینهنگ من ...من